چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388

شادباش

دوباره معجزه آب وآفتاب وزمین

                            شکوه جادوی رنگین کمان فروردین

                                 شکوفه وچمن ونورورنگ وعطروسرود

دوباره چهره نوروزوشادمانی عید

                         دوباره عشق وامید

                            دوباره چشم ودل ماوچهره های بهار 

فرارسیدن نوروزوسال نوراشادباش می گویم .برای تک تک هموطنانم ،مازنی هابویژه شهسواریهای

دوست داشتنی عزیزم ونیز تک تک برسبوریهای گل گلاب ازجیرمحله گرفته تاجارمحله فرارسیدن

نوروزوسال نوراشادباش می گویم .برای همگی تندرستی ونیکروزی درسال نوآرزودارم .باشدکه سالی

سرشارازشادی وکامروائی داشته باشید.

 

نوشته شده توسط ماندلا در 19:44 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388

تبریک

چهارشنبه سوری بر همه پارسیان وبه ویژه همشهریان

 وهم ولایتی هایم (شهسواریهاوبرسبوریها)مبارک باشد.

 

غم بروشادی بیا         

 

زردی من ازتو       سرخی توازمن .

 

لپهاتان گلی ودلهاتان شادوسرتان سبزباد.

نوشته شده توسط ماندلا در 18:7 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیستم اسفند 1388

لیگ قهرمانان اروپا

در چهارشنبه شب دو دیدار مهم از رقابت های دور برگشت مرحله یک هشتم پایانی لیگ قهرمانان اروپا برگزار شد که در این دیدارها تیم منچستر موفق شد به یک پیروزی پُرگل در مقابل میلان برسد و تیم رئال مادرید هم به دلیل عدم کسب پیروزی در مقابل لیون از این رقابت ها کنار رفت.

در حساس ترین دیدار شب گذشته، تیم منچستر یونایتد موفق شد با نتیجه 4 بر 0 در مقابل میلان به پیروزی برسد. در این دیدار " وین رونی" در دقایق 13 و 46، "جی سونگ پارک" در دقیقه 59 و "دارن فلچر" در دقیقه 87 برای شیاطین سرخ گلزنی کردند تا شاگران فرگوسن موفق شوند در مجموع دو دیدار رفت و برگشت با نتیجه 7 بر 2 در مقابل میلان به برتری برسند و به مرحله یک چهارم نهایی این رقابت ها صعود کنند.

در دیگر دیدار چهارشنبه شب لیگ قهرمانان، تیم رئال مادرید در خانه خود با نتیجه 1 بر 1 در مقابل لیون متوقف شد. در این دیدار ابتدا " کریستیانو رونالدو" در دقیقه 6 این دیدار موفق شد دروازه تیم حریف را باز کند، اما در دقیقه 75 این دیدار " ژانیک " بازیکن لیون موفق شد گل تساوی را وارد دروازه کهکشانی ها کند تا در مجموع دو دیدار رفت و برگشت تیم لیون موفق شد با نتیجه 2 بر 1 در مقابل رئال مادرید به پیروزی برسد و به مرحله یک چهارم نهایی این رقابت ها راه پیدا کند. Ariensport.com:

نوشته شده توسط ماندلا در 14:24 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیستم اسفند 1388

نتایج لیگ قهرمانان آسیا

روز دوم مسابقات لیگ قهرمانان آسیا برای ایران بد یمن بود ، 
 
سپاهان 0-0 العین والهلال 3-1 مس کرمان
 
امیرقلعه نوعی ،ناکام آسیایی
 
اميرقلعه نويي هشتمين بازيش در آسيا در سال اخير را باز هم بدون برد پشت سر گذاشت تا نشان داد که در آسيا نمي تواند موفقيت هاي داخلي اش را تکرار کند.
ورزشگاه: فولاد شهر
تماشاگران: حدود 15هزار نفر
داور: عبدالبشير عبدالمالک
اخطارها: ليهو و خورخه لوييز ( العين )
سپاهان : مهدي رحمتي، محسن بنگر، هادي عقيلي، سيد جلال حسيني، احسان حاج صفي، آرماندو دسا (46- محرم نويدکيا)، شاهين خيري، احمد جمشيديان، ابراهيم توره، علي مولايي (46- مهدي جعفرپور)، مهدي کريميان ( 85- حسين پاپي)
شرح بازي: تيم ميهمان با استراتژي دفاع و ضد حمله سعي داشت به سپاهان ضربه بزند و چند باري هم با استفاده از فضاي پشت سر احسان حاج صفي صاحب اين موقعيت شد. آن چه که در اين بازي بيشتر نمود داشت خطرناک تر بودن موقعيت هاي العين نسبت به سپاهان بود. همين نکته که اميرقلعه نويي بين دو نيمه دو تعويض انجام مي دهد خود گوياي اين است که او در فهميدن استراتژي بازي حريف و انتخاب نوع تاکتيک مقابله با آن دچار اشتباه شده.
بهترين بازيکن: والديويا. کاپيتان شيليايي العين يک مغر متفکر همه کاره بود. همه توپ ها در ميانه ميدان مقصدي به نام والديويا داشت.
 
 ديدارالهلال ومس کرمان  از ساعت 20:55 دقيقه به وقت تهران در ورزشگاه ملك فهد رياض آغاز شد و در پايان الهلال با نتيجه 3 بر يك مس را مغلوب كرد.
ونيلسون در دقيقه 4 ، اسامه هوساوي در دقيقه 14 و ياسر القحطاني در دقيقه 81 براي الهلال گلزني كردند و تك گل مس را علي سامره در دقيقه 3+90 به ثمر رساند ضمن اينكه سامان صفا دروازه‌بان مس در نيمه دوم ضربه پنالتي كياگو را مهار كرد.
در ديگر ديدار اين گروه السد قطر با نتيجه 5 بر صفر الاهلي امارات را شكست داد.
در اين گروه الهلال با 6 امتياز صدرنشين است. السد و مس با 3 امتياز در رتبه‌هاي دوم و سوم قرار دارند و الاهلي بدون امتياز چهارم است.


 
نوشته شده توسط ماندلا در 14:15 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388

نتایج لیگ قهرمانان آسیا ولیگ قهرمانان اروپا

استقلال 0 – 0 الجزیره

ایست استقلال در آزادی
با تساوي مقابل الجزيره امارات در دومين بازي مرحله گروهي ليگ قهرمانان آسيا، برخي تماشاگران استقلال بار ديگر بی تاب شدند و با شعارهايي كه حالا ديگر تازگي ندارد از عبدالصمد مرفاوي ، خواستند نيمكت تيمشان را ترك كند.
پس از پيروزي اميدواركننده در بازي هفته اول مقابل الاهلي عربستان ، شايد آنها انتظار داشتند با شادي پيروزي برابر الجزيره ورزشگاه آزادي را ترك كنند.
براي رسيدن به اين هدف بازيكنان استقلال در نيمه اول هجومي بازي كردند. دو بار با ضربه حسين كاظمي و جان واريو توپ را به تير دروازه الجزيره كوبيدند اما تقريبا به همان اندازه به حريف هم فرصت دادند تا به دراوزه محمد محمدي نزديك شود.
نيمه دوم استقلال کمی شتابزده بود و تا حدودی سردرگم نشان می داد. در پانزده بيست دقيقه آخر با فشاري كه بي تابي تماشاگران به بازيكنان مي آورد ، این سردرگمی می توانست بیشتر هم بشود.
تعويض ها صمد مرفاوي هم برای افزایش تعداد مهاجمان و باز کردن دروازه میهمان بي نتيجه بود و در نهايت استقلال مانند سال گذشته نتوانست بيش از يك امتياز از الجزيره در تهران بگيرد.
الاتحاد 2 – 2 ذوب آهن
 
زور عرب ها به ذوب آهن نرسید
ذوب آهن اصفهان در خانه نایب قهرمان آسیا به تساوی 2-2 رسید. سه شنبه شب ابتدا الاتحاد بود که در دقیقه 13 با گل ضیا عبدالمالک برتری را بدست گرفت و بعد چهار دقیقه قبل از آنکه محمد نور کار را 2-0 کرد.
اما با شروع نیمه دوم اسماعیل فرهادی در دقیقه 50 و محمد کاظم قاضی در دقیقه 52 ناگهان بازی را به تساوی کشاندند تا درنهایت با همین نتیجه کا رتمام شود.
با این وضعیت و با توجه به پیروزی 2-1 بنیادکار برابر الوحده امارات ، ذوب آهن با 4 امتیاز در جای دوم جدول گروه دوم قرار گرفت و بنیادکار با شش امتیاز تیم اول شد.
در بازی بعدی ذوب آهن با بنیادکار دیدار خواهد کرد.
 
الغرافه قطر۳-الاهلی عربستان ۲
 
نماينده قطر با اين پيروزي در پايان هفته دوم 6 امتيازي شد و با توجه به تساوي تيم‌هاي استقلال و الجزيره از همين گروه، نماينده قطر در پايان روز دوم با 6 امتياز صدرنشين شد.
نكته جالب در اين مسابقه گلزني بازيكنان الغرافه در دقايق 80 و 81 بود كه اين مورد باعث شد تا آنها از بازي شكست خورده يك پيروزي شيرين را در خانه خود بسازند.
در اين گروه الاهلي بدون امتياز چهارم است.

 
آرسنال ۵-پورتو۰

آرسنال درورزشگاه اختصاصی اش بانتیجه قاطع ۵به صفرتیم پورتوراشکست دادتاضمن انتقام شکست دوررفت ،بااین پیروزی به دوربعدصعودکند.روندروبه رشدآرسنال درهفته های پایانی لیگ برترولیگ قهرمانان چشمهاراخیره کرده است وبایددیددرماراتون لیگ قهرمانان ولیگ برتر،آرسنال تاکجاخواهدرفت .پيروزي آرسنال برابر پورتو با درخشش بنتنر 10 و 25، (پنالتي 91)، نصري 63 و ابو 66 رقم خورد.

فیورنتینا۳-بایرن مونیخ ۲

در ديگر ديدار برگزار شده از شب گذشته، بايرن مونيخ در خانه فيورنتينا تن به شكست 3 بر 2 داد و با توجه به برتري 2 بر يك در بازي رفت و تعداد گل زده بيشتر در خانه حريف در تساوي به دست آمده 4 بر 4 (مجموع دو بازي) به دور بعدي صعود كرد.
3 گل فيورنتينا را وارگاس 28، جووتيچ 54 و 64 به ثمر رساندند و 2 گل منجر به صعود بايرن‌مونيخ آلمان را نيز فان‌بومل 60 و آرين روبن 65 به ثمر رساندند. 


 

نوشته شده توسط ماندلا در 8:27 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفدهم اسفند 1388

چهارشنبه سوری

چهارشنبه سوري        

چهارشنبه سوري جشن چهارشنبه سوری به همراه ديگر آيين آن با گوناگوني و زیبایي بسيار و آواز و ترانه های شادی بخش و بزم و پایکوبی در همه سرزمین ایران بزرگ از چند هزار کیلومتری کردستان تا چین برگزار می شود. گستره برگزاری این جشن، نشان از شكوه و پايندگي فرهنگ كهن اين بوم دارد.

« واژه جشن از کلمه « یسنه» آمده که ریشه اوستایی دارد و به معنی ستایش کردن است . بنابراین معنی واژه جشن، ستایش و پرستش است . هدف از برگزاری جشن ها در ایران باستان ، ستایش پرودگار ، گردهمایی مردم، سرور و شادی، داد و دهش و بخشش به بینوایان و زیردستان بوده است».

 سور  (sur ) واژه ای پهلوی است که به معنای : مهمانی، بزم، جشن، جشن عروسی آمده است. و " سوری" نیز به معنای : گل سرخ رنگ، رنگ سرخ ، شادی  و چیزی که به رنگ سرخ باشد مورد استفاده قرا گرفته است. پس چها رشنبه سوری را می توان  یک جشن و شادی دانست که با سرخی همراه است و این سرخی همان آتش است. اما اگر بپذیریم که چهارشنبه سوری همان جشن سوری است و جشن سوری به معنای ستایش آتش؛ نباید این ترکیب ما را به اشتباه بیاندازد که مردم آتش را به عنوان خدا ستایش می کردند. همانطور که پیش تر گفته شد هر چیز خوبی  به خدا نسبت داده می شود و دراین میان روشنایی آتش که مهم ترین نقش را در زندگی بشر بازی می کند ، نشانی از حضور خداوند است.  اگر بخواهیم برای این نوع ستایش مثالی ذکر کنیم می توان به ستایش کعبه که قبله مسلمانان است اشاره کرد. آیا مسلمانان در کعبه به ستایش سنگ می پردازند یا به ستایش خداوند؟. بدون شک کعبه مکانی روحانی است که انسان را به یاد خدا می اندازد و انسانی که به سوی آن سجده می کند، نه برای سنگ که برای بزرگی خداوند به خاک افتاده است . توجه به آتش و احترام به آن نیز برای انسان ایران باستان  چنین بوده است و هم اکنون نیز در بسیاری از ادیان ، روشن کردن آتش پیش از نیایش مرسوم است که می توان برای مثال به « روشن کردن شمع» در مکان های مقدس  اشاره کرد. پس جشن سوری یا چهارشنبه سوری مراسمی است که مردم در کنار آتش به شادی می پردازند و این شادی نوعی ستایش و سپاس از خداوند است که با پایان دادن به زمستان و تولد بهار و سبزی به آنها زندگی تازه می بخشد.      



 

ريشه واژه:
چهار شنبه سوری از دو واژه "چهارشنبه" پايان سال و واژه "سوری" كه همان "سوريك" پهلوي و به چم معنی سرخ است ساخته شده است و روي هم رفته به چم چهارشنبه‌ سرخ است.

پيشينه و سرچشمه:
به باور نيكان ما در پنج روز مانده به پايان سال فروهر مردگان براي سركشي بازماندگان خود به زمين فرود می آيند و در پايان شب سال كه پايان جشن گاهان بارهمسپهمديم است و پسان (بعداً) بازنمود خواهد شد، بر روي بام رفته و فانوسی به لبه بام خود می گذاشتند كه تا بامداد روشن است. سپيده دم بر روی بام می رفتند و آتش افروزی آغاز مي شد كه با نوای اوستا در هم مي آميخت. اين آيين با دميدن نخستين پرتو خورشيد پايان می پذيرفت و نوروز آغاز می شد. گويا آيين آتش افروزی شب جشن چهارشنبه سوری از آتش افروزی زرتشتيان يا ايرانيان باستان در شب پايان سال سرچشمه گرفته شده است ولی آيين آن با آيين شب پايان سال بسيار ديگرگون است.

 

چرا چهارشنبه پاياني سال
ديدگاه های گونگون درباره برگزيدن شب چهارشنبه برای اين آيين:
در ايران باستان خريد نوروزي همچو آينه، كوزه و اسپند را از چهارشنبه بازار فراهم مي‌كردند. بازار در اين شب چراغانی و زيور بسته و سرشار از هيجان و شادمانی بود و خريد هر كدام هم آيين ويژه اي را نويد می داد. شايد جشن شب چهارشنبه سرچشمه از چهارشنبه بازار دارد.
نخستین و کهن ‌ترین نسكی (کتابی) که در آن نام چنین آتش ‌افروزی آورده شده است، "تاریخ بخارا" نوشته ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی است، ولی در آن نامی از زمان برگزاری جشن آورده نشده است، ولي گزاره "هنوز سال تمام نشده بود" و نیز "شب سوری" آمده است.
دومین نوشتار کهن که نام جشن چارشنبه ‌سوری را مي آورد، شاهنامه فردوسی در سرگذشت سردار دلير ايران، بهرام چوبینه است. ولي چرا چهارشنبه؟

بشد چارشنبه هم از بامداد    بدان  باغ  که  امروز  باشیم  شاد
...
ز جیهون همی آتش افروختند       زمین و هوا را همی سوختند

برگزاری آيين جشن چهارشنبه سوري:
 پسين (غروب) بوته‌ها را به شمار سه یا هفت کوپه آتش به نماد "پندار نیک"، "گفتار نیک" و "کردار نیک" و یا هفت امشاسپند "هرمزد"، "وهومن"، "اردیبهشت"، "شهریور"، "سپندارمذ"، "خورداد" و "امرداد"، روی هم مي‌ گذارند و هنگامی كه خورشيد فرو مي نشیند، آن را بر مي ‌افروزند تا آتش سر به آسمان كشيده جانشين خورشيد شود. آتش مي‌تواند در بيابان‌ها يا رهگذرها يا در خرند (حياط) و بام خانه‌ها افروخته شود.
هنگامي كه آتش گُر ‌كشيد از رويش مي‌پرند و ترانه‌هايی كه در همه‌ آنها نشان از تندرستي و بارآوری و پاكيزگی است، مي‌خوانند:
"سرخی تو از من و زردی من از تو" كه در اينجا سرخی آتش نماد تندرستی و شادابی و روشنايي است و زردی نماد بيماری و اندوه و سستی است.
آتش چهار شنبه سوری را خاموش نمي‌كنند تا خودش خاكستر شود. سپس خاكسترش را كه سپند (مقدس) مي دانند، كسی گرد آوري مي كند و بی آنكه پشت سرش را نگاه كند، سر نخستين چهار راه مي ريزد‌. در باز گشت، باشندگان خانه از او مي‌پرسند:

كيستی؟

مي‌گويد: منم

از كجا مي ‌آيي؟

از اروسی (گوشزد: واژه اروسي اوستايي است كه به عربي رفته و عرب ها آنرا به گونه عروسي می نويسند)

چه آورده‌اي؟

تندرستی

آيين چهارشنبه سوری تنها به آتش افروزی بسنده نمی شود، خانه تکانی پیش از چهارشنبه سوری، خریدن آیینه و کوزه نو، خرید اسپند دانه، چراغانی، فراهم كردن و خوردن آجیل هفت مغز، کوزه شکستن، فال گوش ایستادن، فال کوزه، ریختن آب به گوشه و کنار خانه، به بيابان رفتن در روز چهارشنبه سوری، تخم مرغ شکستن، شال اندازی، كفچه (قاشق) زنی، گره گشایی از بخت دختران با بستن كوپله (قفل) به گردن، نشستن روی چرخ کوزه گری، شکستن گردو، گفتن آرزوها به آب روان، فریاد زدن خواسته ها در چاه كهن، ياري خواستن از "چهارشنبه خاتون"، رنگ کردن خانه با گِل هایی به رنگ آبی و زرد، پختن آش ویژه چهارشنبه سوری و...

گزیده ای از آيين نام برده شده:

 بوته افروزي  

در ايران رسم است كه پيش از پريدن  آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب  آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها  را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي  افروخته مي پرند، تا مرگ ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند  و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود ببخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه زیر را     می خوانند.

زردي من از تو ، سرخي تو از من

غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا

اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده

هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به  ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.
در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش مي گشايند. او بدين گونه همراه خود  تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود مي برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضاي خانه را از موجودات زيانكار مي پالايند و ديو پليدي و ناپاكي را از محيط زيست دور و پاك مي سازند. براي اين كه آتش آلود نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان مي ريزند تا باد يا آب آن را با خود  ببرد.

مراسم كوزه شكني مراسم كوزه شكني

مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمک به نشانه شور چشمي، و يكي سكه دهشاهي به علامت تنگدستی در كوزه اي سفالين مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه ميبرد و آن را به كوچه پرتاب مي كند و مي گويد: «درد و بلاي خانه را ريختم به توي كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دورمیکنند زیرا می گويند که فروهرها از کوزه نو دیدن خواهند کرد و آب پاشيده شده، نشان روشنايی در خانه است. در زمان ساسانیان به جای آب، سکه هایی را درون کوزه می انداختند و آن را از پشت بام به زمین پرتاب می کردند براي اينكه روزی و فزوني برای آنان فرستاده شود

 

   

فال گوش نشيني

غروب زنان و دخترانی که شوق شوهر کردن داردند یا آرزوی و زیارت و مسافرت مانند دختران دم بخت يا زنان در آرزوی فرزند شب چهارشنبه نیت می کنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهار راه كه نماد گذار از دشواري ها بود مي‌ايستادند. گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نیک و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبت کردن رهگذران تفال می زنند  اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممکن خواهند . بدرستي آنها از فروهر‌ها مي‌خواستند كه گره كارشان را با كليدی كه زير پا داشتند، بگشايند.

  قاشق زني

 
آيين كفچه زنی كم و بيش در همه سرزمین های ایران بزرگ برگزار می شود. بدین گونه است که مردم و گاهي کودکان كاسه اي مسين و كفچه  را به هم کوبیده و در پشت در پنهان می شوند و خاوند (صاحبخانه) تخم مرغ یا پيشكشي درون کاسه می گذارد. كفچه زنان چه مرد چه زن بيشتر خود را با چادر می پوشانند.

كفچه زنی نماد پذيرايی از فروهر‌ها است زيرا كه كفچه و كاسه مسين نشانه‌ خوراك و خوردن بود. ايرانيان باستان برای فروهر‌ها بر بام خانه خوراك هاي گوناگون مي‌گذاشتند تا از اين ميهمانان تازه رسيده‌ آسمانی پذيرايی كنند و چون فروهر‌ها پنهان و نمي توان ديدشان، كسانی هم كه برای كفچه زنی مي‌رفتند، كوشش مي‌كردند روی بپوشانند و ناشناس بمانند و چون خوراك و آجيل را ويژه فروهر مي‌دانستند و دريافتشان را همايون مي‌پنداشتند.

 

آش چهارشنبه سوري

خانواده هایی که بیمار یا حاجتی داشتند برای بر آمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می گردند و در شب چهار شنبه آخر سال «آش ابودردا»یا «آش بیمار »می پختند و آن را اندکی بیمار می خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می کردند.  

 

آجيل چهارشنبه سوري  تقسيم آجیل چهار شنبه سور ی

زنانی که نذر و نیازی می کردند در شب چهار شنبه آخر سال آجیلي از هفت مغز مغز و ميوه خشكك به نماد هفت امشاسپندان درست شده و آن را در سفره چهارشنبه سوری می گذارند تا همه خانواده برای شگون و تندرستی از آن بخورند و  امروزه آجیل چهارشنبه سوری جنبه نذری اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است

نوشته شده توسط ماندلا در 9:53 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفدهم اسفند 1388

نوروز

نوروز


در‌مورد بنياد جشن نوروز مطالب بيشماري بيان شده كه در اين‌جا نمونه‌هايي از آنها را ذكر مي‌نمایم .
1. در روايات زرتشتي و بيشتر نويسندگان ايراني و عرب و شاعران از‌جمله فردوسي، بنياد آن را به جمشيد پادشاه پيشدادي نسبت مي‌دهند و مي‌گويند: جمشيد شاه تختي بساخت كه ديوان آن‌را بدوش گرفته به هوا بردند و به يك روزه از كوه دماوند به بابل فرود آوردند، مردم با مشاهده اين عمل در شگفت شدند و آن روز خاص را نوروز خواندند.
فردوسي مي‌گويد:

چـو خــورشيــد تـابـان ميــان هــوا
نشستــه برو شــــاه فـــرمـــــانـــروا
جهـــان انجمن شــد بر آن تخت او
شــگفتي فــرو مــانــده از بخت او
بــه جمشيــد بر گــوهـر افشـانـدنـد
مرآن روز راروز نوروز خــوانــدنــد
ســر ســال نـو هـرمـز فــــروديـــن
بر آســـوده از رنـــج روي زميـــن
بـــزرگان به شـــادي بيـــاراستنـــد
مـي و جـام و رامشگـران خواستنـد
چنيــن جــشن فــرخ از آن روزگار
به ما ماند از آن خسروان يادگار


2. حكيم عمر خيام در نوروزنامه راجع به جشن نوروز مي‌گويد:


از آن بوده است كه آفتاب در هر 365 شبانه‌روز و ربعي به اول دقيقه حمل بازآيد و چون جمشيد از آن آگاهي يافت آن را نوروز نام نهاده پس از آن پادشاهان و ديگر مردمان به او اقتدا كردند و آن روز را جشن گرفتند و به جهانيان خبر دادند تا همگان آن را بدانند وآن تاريخ را نگاهدارند و بر پادشاهان واجب است كه آيين و جشن و رسم ملوك را به‌جاي آرند. از بهر مباركي و خرمي‌كردن در اول سال هر‌كسي در نوروز جشن كند تا نوروز ديگر عمر در شادي گذراندند.


3. اين فصل «فروردگان» است كه جشن‌آوري اجداد و نياكان بود و چنان مي‌پنداشتند كه در پنج شب متوالي، ارواح طيبه مردگان، براي ديدار وضع زندگي و احوال باز ماندگان به زمين فرود آمده و در خانه و آشيانه خويش مشغول تماشا و سركشي مي‌شوند، اگر خانه تميز و پاك بود، ارواح مسرور بر مي‌گردند، اما در غير اين صورت، آنان غمگين و ناراحت بر‌مي‌گردند.
4. روايتي ديگر مي‌گويد كه نيشكر را جمشيد، در اين روز پيدا كرد و مردم از كشف و خاصيت آن متحير شدند. سپس جمشيد دستور داد تا از شهد آن شكر ساختند و به مردم هديه دادند. آن روز را «نوروز» ناميدند.
5. مي‌گويند: اهريمن، بلاي خشكسالي و قحطي را بر كره زمين فرو نشانيد، اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت وعاقبت اورا شكست داد. آن‌گاه خشكسالي و قحطي را از ريشه خشكانيد و به زمين باز گشت. با بازگشت وي، درختان و هرنهال و چوب خشكي سبز شد. بسا مردم اين روز را «نوروز» خواندند و هر كس به يمن و مباركي، در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزي نشانيدن درايام نوروز از آن زمان تا به امروز باقي مانده است.
6. بيروني در آثار الباقيه‌ مي‌نويسد: «از آداب جشن نوروز اين بود كه در صحن هر‌خانه به هفت ستون، هفت رقم از غلات مي‌كاشتند و هر‌يك از آنها كه بهتر مي‌روييد، دليل ترقي و خوبي آن نوع غله مي‌دانستند».
در المحاسن و الاضداد نوشته شده: «بيست و پنج روز قبل از نوروز در صحن كاخ سلطنتي، دوازده ستون از خشت خام برپا مي‌شد كه بر هر‌يك از آنها يكي از حبوبات را مي‌كاشتند و آنها را نمي‌چيدند مگر با نغمه‌سرايي و خواندن آواز. در ششمين روز نوروز اين حبوب را مي‌كندند و در مجلس پراكنده مي‌نمودند وتا شانزدهم فروردين كه مهر روز نام دارد آن را جمع نمي‌كردند.

تقسيم روزهاي ماه فروردين:

در عهد باستان مراسم جشن نوروز به مدت 21‌روز برگزار مي‌گرديد كه در هر روز برنامه‌يي خاص انجام مي‌گرفت.
1. از اول تا روز سوم براي ديد و بازديد خويشاوندان و بزرگان.
2. از روز سوم الي روز ششم فروردين، ديد و بازديد همگاني و برگزاري جشن رپيثون.
3. از روز ششم الي روز نهم، براي اجراي جشن خوردادگان.
4. از روز نهم الي سيزدهم، بار عام شاهي براي پذيرفتن عموم طبقات هر يك به‌نوبه خود بود.
5. ازروز سيزدهم الي روز نوزدهم، براي تفريحگاههاي خارج از شهر.
6. ازروز نوزدهم الي بيست و يكم، براي اجراي مراسم جشن فروردگان
7. روز بيست و يكم پايان جشن و مخصوص تفريح و گردش در خارج از شهر است.
در يك تقسيم‌بندي ديگر، فروردين به شش قسمت تقسيم مي‌گرديد:
1. پنج روز اول به پادشاه و اشراف مربوط بود و آنها جشن ويژه داشتند.
2. پنج روز دوم براي بخشش اموال ودريافت هداياي نوروزي از طرف پادشاه.
3. پنج روز سوم متعلق به خدمتگزاران بود.
4. چهارمين پنج روز به خواص تعلق داشت.
5. پنج روز پنجم به لشكريان.
6. ششمين قسمت پنج روزه به رعايا اختصاص داشت.
اين تقسيم‌بندي به قول جاحظ در المحاسن الاضد زمان جمشيد و به قول بيروني در آثارالباقيه بعد از جمشيد و بنا به نظر ذبيح‌الله صفا در زمان ساسانيان معمول بوده است.
نقسيم‌بندي ديگر هم وجود داشته است كه به نوروز خاصه و نوروز عامه تقسيم مي‌شده. پنج روز اول را نوروز عامه و بقيه روزهاي نوروز را نوروز خاصه مي‌گفتند.  

نوشته شده توسط ماندلا در 9:47 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفدهم اسفند 1388

ترانه ای قدیمی اززنده یادفرهاد

ترانه ای ازفرهاد(البته شعرترانه اش )تقدیم به همه ایرانیها ،بویژه برسبوریهای عزیزوآنهائی که بااین ترانه زندگی کردند.

بوی عيدی، بوی توپ، بوی كاغذرنگی،


بوی تند ماهی‌دودی وسط سفره‌ی نو،


بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ،


با اينا زمستونو سر می‌کنم،


با اينا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!


شادی شکستن قلک پول،


وحشت کم شدن سکه‌ی عیدی از شمردن زیاد،


بوی اسکناس تانخورده‌ی لای کتاب،

با اينا زمستونو سر می‌کنم،


با اينا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

فکر قاشق زدن یه دختر چادرسيا،


شوق یک خيز بلند از روی بته‌های نور

،
برق کفش جف‌شده تو گنجه‌ها،

با اينا زمستونو سر می‌کنم،


با اينا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

 

عشق یک ستاره ساختن با دولک،


ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه،


بوی گل محمدی كه خشک شده لای کتاب،



با اينا زمستونو سر می‌کنم،


با اينا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!


بوی باغ‌چه، بوی حوض، عطر خوب نذری،


شب جمعه پی فانوس توی كوچه گم شدن،


توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی،


با اينا زمستونو سر می‌کنم،


با اينا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

 

نوشته شده توسط ماندلا در 9:18 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفدهم اسفند 1388

می آید

داردمی آید.تنها۱۲روزدیگرمانده است .تااوراببینیم .آیاآمادگی اش راداریم ؟اوخواهدآمد.باعشق ،باشکوفه

وعطرینفشه ،سواربراسب سفیدوهلهله کنان .اینروزهاحاجی فیروزدرهرکوی برزن می خواندکه حاجی 

فیروزم وسالی ...

دلم برای عزیزانم که ازدست دادم تنگ می شود.گریه ام می گیردوقلبم فشرده می شود.برای آنهائی که

نیستنداما،یادوخاطره شان همیشه بامن است .بیشترخواهم نوشت . 

نوشته شده توسط ماندلا در 8:55 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه شانزدهم اسفند 1388

اطلاعاتی برای نقاشهاوعلاقمندان به رنگ

 رنگهای اصلی

در تئوری رنگ سنتی، قرمز، زرد و آبی رنگهای اصلی هستند زیرا دانه‌های رنگی تشکیل دهنده آنها از ترکیب هیچ رنگ

رنگهای اصلی، فرعی و ترکیبی

دیگری به وجود نیامده و تمام رنگهای دیگر از ترکیبات مختلف این سه رنگ با یکدیگر به دست می‌آیند.

 رنگهای فرعی

سبز، نارنجی و بنفش رنگهایی هستند که از ترکیب رنگهای اصلی با یکدیگر حاصل میشوند. محل قرار گیری هر رنگ ثانویه در دایره رنگ، بین دو رنگ اصلی تشکیل دهنده‌اش است.

 رنگهای ترکیبی

زرد- نارنجی، قرمز نارنجی، قرمز- بنفش، آبی - بنفش، آبی- سبز و زرد - سبز، این رنگها از ترکیب یک رنگ اصلی با یک رنگ فرعی به وجود می‌آیند و در اینجا هم، در میان دو رنگ تشکیل دهنده خود قرار میگیرند

 

رنگ‌هاي اصلي و فرعي نور

رنگ هاي اصلي:

سه رنگ قرمز، سبز و آبي كه مستقل از هم هستند و تركيب آنها رنگ سفيد مي‌شود،‌رنگ‌هاي اصلي ناميده مي‌نامند.

رنگ‌هاي فرعي:

اين رنگ‌ها، از تركيب رنگ‌هاي اصلي بدست مي‌آيد.

زرد= قرمز + سبز

گلي= آبي + قرمز

فيروزه‌اي= آبي +سبز

تركيب رنگ‌هاي اصلي و فرعي، رنگ سفيد حاصل مي‌شود.

سفيد = زرد +آبي

سفيد = فيروزه‌اي +قرمز

سفيد = گلي + سبز

بازتاب نور از سطوح سفيد يا رنگي: هرگاه نوري به سطح رنگ بتابد، رنگ‌هاي غير مشترك جذب و باقي بازتاب مي‌شود.

مثلاً اگر نور سفيد به سطح آبي بتابد، همه طيف‌ها به جز آبي جذب شده و آبي بازتاب مي‌شود، بنابراين سطح آبي ديده مي‌شود.

يا اگر نور زرد به سطح قرمز بتابد، چون نور زرد تركيب قرمز و سبز است، رنگ سبز جذب مي‌شود و رنگ قرمز بازتاب مي‌شود

يا اگر رنگ فيروزه‌اي (آبي + سبز) به سطح گلي (آبي + قرمز) بتابد، رنگ آبي (مشترك) بازتاب مي‌شود و سطح آبي

 

نوشته شده توسط ماندلا در 11:56 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه شانزدهم اسفند 1388

توصیه های بهداشتی درموردآنفولانزای خوکی

علائم بیماری

سرماخوردگی

آنفولانزای خوکی

تب

در سرماخوردگی نادر است

در آنفلوانزای خوکی در 80 درصد موارد وجود دارد. این تب با شدت 37.8 سانتیگراد (100 درجه فارنهایت) یا بالاتر به مدت سه یا چهار روز همراه بیمار است

سرفه

تک سرفه های همراه با خلط غالبا در سرماخوردگی وجود دارد

آنفلوانزای خوکی با سرفه بدون خلط معروف به سرفه خشک همراه است

بدن درد

درد خفیف بدنی، بخشی از سرماخوردگی محسوب می‌شود

در آنفلوانزای خوکی دردهای شدید بدن بسیار معمول است

آب‌ریزش بینی

این مشکل در سرماخوردگی معمولاً وجود دارد و خودبه‌خود در مدت یک هفته برطرف می‌شود

آب‌ریزش بینی در آنفلوانزای خوکی معمول نیست

لرز کردن

لرز کردن در سرماخوردگی معمول نیست

شصت درصد بیماران مبتلا به آنفلوانزای خوکی لرز می‌کنند

احساس خستگی

احساس خستگی خفیف تقریباً در سرماخوردگی هست

در آنفلوانزای خوکی به میزان متوسط یا شدید دیده می‌شود

عطسه‌ کردن

در سرماخوردگی عطسه‌ کردن، متداول است

در آنفلوانزای خوکی معمولا دیده نمی‌شود

بروز نشانه‌ها

نشانه‌های سرماخوردگی در طی چند روز نمودار می‌‌شود

آنفلوانزای خوکی شروعی ناگهانی دارد به‌طوری‌که درعرض 3 تا 6 ساعت خود را نشان می‌دهد. این بروزشدید ناگهانی شامل نشانه‌هایی مانند تب سنگین و درد نیز هست

سردرد

در سرماخوردگی، سردرد معمولاً کمتر اتفاق می‌افتد

در آنفلوانزای خوکی بسیار معمول است و در 80 درصد مواقع وجود دارد

گلو درد

گلودرد در سرماخوردگی متداول است

در آنفلوانزای خوکی معمولا وجود ندارد

ناراحتی قفسه سینه

ناراحتی قفسه سینه در سرماخوردگی با شدتی ملایم تا متوسط بروزمی‌کند

در آنفلوانزای خوکی غالبا شدید است

نوشته شده توسط ماندلا در 11:50 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه شانزدهم اسفند 1388

آيا تا بحال به اين فكر كرده ايد؟

DID YOU EVER THINK LIKE THIS

آيا تا بحال به اين فكر كرده ايد؟


Do you know


آيا ميدانيد؟

a human body can bear only upto 45 Del (unit) of pain

 
بدن انسان تنها قادر است تا استانه 45 واحد درد را تحمل كند


But at the time of giving birth, a woman feels upto 57 Del of Pain


اما در زمان زايمان يك مادر تا 57 واحد درد را تحمل ميكند


This is similar to 20 bones getting fractured at a time


اين مانند اينست كه 20 استخوان بدن در آن واحد شكسته شود
 

به مادر خود عشق بورزيد

THE MOST BEAUTIFUL PERSON ON THIS EARTH…

OUR BEST CRITIC …

YET OUR STRONGEST SUPPORTER…

"MOTHER"

 


نوشته شده توسط ماندلا در 11:41 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه شانزدهم اسفند 1388

فکر مثبت

فکر مثبت

باران بشدت میبارید و مرد در حالیکه ماشین خود را در جاده پیش میراند ، تاگهان تعادل اتومبیل بهم خورده و از نرده های کنار جاده به سمت خارج منحرف شد .  از حسن امر ،  ماشین صدمه ای ندید اما لاستیکهای آن داخل گل و لای گیر کرد و راننده هر چه سعی نمود  نتوانست آن را از گل بیرون بکشه

بناچار زیر باران از ماشین پیاده شد و بسمت مزرعه مجاور دوید  و در زد . کشاورز پیر که داشت کنار اجاق استراحت میکرد  به آرومی اومد  دم در و بازش کرد

راننده ماجرا رو شرح داد و ازش درخواست کمک کرد . پیرمرد گفت که ممکنه از دستش کاری بر نیاد اما اضافه کرد که : "  بذار ببینم فردریک چیکار میتونه برات بکنه . "

لذا با هم به سمت طویله رفتند و کشاورز افسار یه قاطر پیر رو گرفت و با زور اونو کشید بیرون

تا رانندهه شکل و قیافه  قاطر رو دید ، باورش نشد که این حیوون پیر و نحیف بتونه کمکش کنه ، اما چه میشد کرد ، در اون شرایط سخت به امتحانش میارزید

با هم به کنارجاده رسیدند و کشاورز طناب رو به اتومبیل بست و یه سردیگه اش  رو محکم چفت کرد دور شونه های فردریک یا همون قاطره و سپس با زدن ضربه رو پشت قاطر داد زد : "  یالا ،  پل  فردریک ،  هری  تام ، فردریک  تام  ، هری  پل ....  یالا سعیتون رو بکنین  ... آهان فقط یک کم  دیگه ، یه کم دیگه .... خوبه تونستین  "

راننده با ناباوری دید که قاطر پیرموفق شد  اتومیبل رو از گل بیرون بکشه . با خوشحالی زائد الوصفی از کشاورز  تشکر کرد و در حین خداحافظی ازش این سوال رو کرد : " هنوزهم نمیتونم باور کنم که این حیوون پیرتونسته باشه ،  حتما هر چی هست زیر سر اون اسامی دیگه است ،  نکنه یه جادوئی در کاره "

کشاورز پاسخ داد : " ببین عزیزم ، جادوئی در کار نیست  "

اون کار رو کردم که این حیوون باور کنه عضو یه گروهه و داره یک کار تیمی میکنه  ، آخه میدونی قاطر من کوره

* * *

در پناه خدا

نوشته شده توسط ماندلا در 11:19 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388

گفتگوباخداوند

 

اثری از ریتا استریکلند

 


 

 

گفتگو با خدا

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم 

خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟

گفتم : اگر وقت داشته باشید .

خدا لبخند زد

وقت من ابدی است 

چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی ؟  

چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟  

خدا پاسخ داد ...

این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند .

عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند .

این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند 

و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند .

این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند .

زمان حال فراموش شان می شود 

آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال .

این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد .

و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند . .

خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم 

بعد پرسیدم ...

به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند ؟

خدا دوباره با لبخند پاسخ داد .

یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد .

اما می توان محبوب دیگران شد .

یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند .

یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد .

بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد

یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم .

و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد .

با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن .

یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند . .

اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند .

یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند .

یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند .

بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند .

و یاد بگیرن که من  اینجا هستم .

همیشه

 

نوشته شده توسط ماندلا در 16:0 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388

امید

 

یک دانشمند انگلیسی می گوید:

 


Never _ Never _ Never  

 

 

Give up   

                  هرگز - هرگز - هرگز نا اميد مشو

 

نوشته شده توسط ماندلا در 15:28 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه یازدهم اسفند 1388

شعری ازشمال به نام دامان یاجنگل

همان طوری که همه می دانیم باافزایش سطح زندگی وتجمل گرائی ،درایران به سرعت طبیعت فراموش شده است .دیگرهمه باجنگل ورودخانه قهرشده اند.نسل بسیاری ازدرختان منقرض ویادرحال انقراض است .برسبوریادتان است ؟مملوازدرختان شمشادویاهمان (شهر)بود.حالاکجامی توان یک درخت شمشادپیداکرد؟

درخت آل راچطور؟یادم است که روستائیان ازچوب آل سبدویایه قول ماسبه درست می کردند.

آل کجاست ؟غازه لَلِه چی شد؟  ازآن میکال ویابه قول امروزی هاچوب ماهیگیری می ساختیم ؟!!همه آنهادرحال نابودی اندویانابودشدند.بهترنیست هرکدام ازمادرحیاط منزلمان ازدرختهای قدیمی بکاریم وازنابودی آنهاجلوگیری کنیم ؟

یکی ازدرختهای قدیمی برسبورمازوداربودکه درچندجای برسبورمی شدآنهارادید.باغ مرحوم سیدعبدالمحسن عمو مرحوم ازآن جمله بود.یادتان که نرفته است .شعری که برایتان می نویسم راجع به مازودارویابه قول رامسری هامازی داروگل ماداره که نسل آنهانابودشده است .

 شعرازسایت شمالیهابرداشت شده است .شاعرآن جناب آقای هلاکوخلعت بری می باشد.

موبَبام امشب ،خوشتِه فِکرِسِوار

خوشتِرِه دامانِ مِن ،بِدِم یه دار

یه طَرَف می، جارِگُلِ مِداردَرِه

یه وَرَم هيسَّه ،اَ مِه پیرمازی دار

هرسه تَه ،کَسِن همراه هی گوتیم

کی بونه چاره بِرَر،مُشکلِ تار؟

روخانه لَک ،توسادارَم وَردَکِت

نیَه ميزی باغِ مِن ،مِیزی ديیار

اَندی لونگادارِ تَکّه ،کَت بَزَن

بَپیسه وی نسل ،بَبادِ ،تارومار

کونِس چو،وَکِتِه تارِ دومِه

هامبوره شان ،نییاردِن امسال دِ بار

نوخاردِه گالِش وَچه اَربا دوشاب

نِدارن  وَلگ ،وَریسین تابه شیشاک

توُبَبا،دستِ ذغال گیر،اسیر

کِرات هَم وَکِت ،اَلآن وی همقِطار

پِلتِ ولگ ،که هَمَش رقصِنِه با

دامانِ دارِه بِدِه ،وَکِت خُمار

سخت اَبا!سرده زمستان اَمِره

کِی بونِه هَندَه بی یَه ،وقتِه بهار

هَلاکو،عاشِقِه ،خَنِه دار دابوُ

بَنیشِه وی سایه بون باخوشتِه یار

نوشته شده توسط ماندلا در 20:18 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دهم اسفند 1388

برای تفکروعشق به خداوند

گنجشک باخداقهربود....

روزهاگذشت وگنجشک با خداهیچ نگفت .

فرشتگان سراغش راازخدامی گرفتندوخداهرباربه فرشتگان این گونه می گفت :می آید.

من تنهاگوشی هستم که غصه هایش رامی شنودویگانه قلبی هستم که

دردهایش رادرخودنگه می دارد....

وسرانجام گنجشک روی شاخه ای ازدرخت دنیانشست .

فرشتگان چشم به لبهایش دوختند،

گکجشک هیچ نگفت و..

خدالب به سخن گشود:بامن بگوازآنچه سنگینی سینه توست ؟

گنجشک گفت :لانه کوچکی داشتم ،آرامگاه خستگی هایم بودوسرپناه بی کسی ام .

توهمان راهم ازمن گرفتی .

این طوفان بی موقع چه بود؟چه می خواستی ؟لانه محقرم کجای دنیاراگرفته بود؟

وسنگینی بغض راه کلامش رابست....

سکوتی درعرش طنین انداخت .فرشتگان همه سربه زیرانداختند.

خداگفت :ماری درراه لانه ات بود.باد را گفتم تالانه ات راواژگون کند.آن گاه تو...

ازکمین مارپرگشودی .

گنجشک خیره درخدائی خدامانده بود.

خداگفت :وچه بسیاربلاهاکه به واسطه محبتم ازتودورکردم وتوندانسته به دشمنی من برخاستی .!!

اشک دردیدگان گنجشک نشسته بود.

ناگاه چیزی دردرونش فروریخت .های های گریه هایش ملکوت خداراپرکرد....

جائی درپشت ذهنت به خاطربسپار،که ...

اثرانگشت خداوندبرهمه چیزاست ....

( باسپاس ازفرهادوسایت فوق العاده اش )

 

 

نوشته شده توسط ماندلا در 18:17 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دهم اسفند 1388

عکسی ازنلسون ماندلا

نوشته شده توسط ماندلا در 15:55 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دهم اسفند 1388

تحفه هائی سبزتقدیم به خوانندگان

باران به دلیل استمرارش سنگ راسوراخ می کند،نه به دلیل قدرتش .

 

اخلاق خوب مثل آب جاری است که موجب خرمی وحاصل خیزی اطراف خودمی شود.

 

یک قلب پاک ازتمام معابدومساجدزیبای جهان زیباتراست.

 

 

نوشته شده توسط ماندلا در 15:30 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دهم اسفند 1388

شعری زیباازگلچین گیلانی

شعری زیباازکتاب دوران دبستانم البته به طورکامل که مرابه گذشته هامی برد.

باز باران،
با ترانه،
با گهر های فراوان
می خورد بر بام خانه.

                           من به پشت شیشه تنها
                                                 ایستاده
                                               در گذرها،
                                     رودها راه اوفتاده.

شاد و خرم
یک دو سه گنجشک پر گو،
باز هر دم
می پرند، این سو و آن سو

                                             می خورد بر شیشه و در
                                             مشت و سیلی،
                                             آسمان امروز دیگر
                                               نیست نیلی.

                  یادم آرد روز باران:
                  گردش یک روز دیرین؛
                 خوب و شیرین
                 توی جنگل های گیلان.

کودکی ده ساله بودم
شاد و خرم
نرم و نازک
چست و چابک

                       از پرنده،
                       از خزنده،
                       از چرنده،
                       بود جنگل گرم و زنده.

آسمان آبی، چو دریا
یک دو ابر، اینجا و آنجا
چون دل من،
روز روشن.

بوی جنگل،
تازه و تر
همچو می مستی دهنده.
بر درختان میزدی پر،
هر کجا زیبا پرنده.

                                برکه ها آرام و آبی؛
                                برگ و گل هر جا نمایان،
                                چتر نیلوفر درخشان؛
                                       آفتابی.

                                                            سنگ ها از آب جسته،
                                                            از خزه پوشیده تن را؛
                                                            بس وزغ آنجا نشسته،
                                                            دم به دم در شور و غوغا.

رودخانه،
با دو صد زیبا ترانه؛
زیر پاهای درختان
چرخ میزد، چرخ میزد، همچو مستان.

                               چشمه ها چون شیشه های آفتابی،
                                نرم و خوش در جوش و لرزه؛
                                توی آنها سنگ ریزه،
                                 سرخ و سبز و زرد و آبی.

با دو پای کودکانه
می دویدم همچو آهو،
می پریدم از لب جو،
دور میگشتم ز خانه.

                              می کشانیدم به پایین،
                               شاخه های بید مشکی
                                  دست من می گشت رنگین،
                                    از تمشک سرخ و مشکی.

می شندیم از پرنده،
  داستانهای نهانی،
    از لب باد وزنده،
     رازهای زندگانی

                                 هر چه می دیدم در آنجا
                                 بود دلکش، بود زیبا؛
                                  شاد بودم
                                   می سرودم
                                     “روز، ای روز دلارا!
                                        داده ات خورشید رخشان
                                          این چنین رخسار زیبا؛
                                           ورنه بودی زشت و بیجان.

این درختان،
با همه سبزی و خوبی
گو چه می بودند جز پاهای چوبی
گر نبودی مهر رخشان؟

                                               روز، ای روز دلارا!
                                               گر دلارایی ست، از خورشید باشد.
                                               ای درخت سبز و زیبا!
                                                هر چه زیبایی ست از خورشید باشد.”

اندک اندک، رفته رفته، ابر ها گشتند چیره.
آسمان گردید تیره،
بسته شد رخساره ی خورشید رخشان
ریخت باران، ریخت باران.

                                جنگل از باد گریزان
                                چرخ ها می زد چو دریا
                                دانه ها ی [ گرد] باران
                                پهن میگشتند هر جا.

برق چون شمشیر بران
پاره میکرد ابر ها را
تندر دیوانه غران
مشت میزد ابر ها را.

                         روی برکه مرغ آبی،
                         از میانه، از کرانه،
                        با شتابی چرخ میزد بی شماره.

                                                                     گیسوی سیمین مه را
                                                                     شانه میزد دست باران
                                                                     باد ها، با فوت، خوانا
                                                                     می نمودندش پریشان.

سبزه در زیر درختان
رفته رفته گشت دریا
توی این دریای جوشان
جنگل وارونه پیدا.

                                بس دلارا بود جنگل،
                                به، چه زیبا بود جنگل!
                                بس فسانه، بس ترانه،
                                
بس گوارا بود باران
                                به، چه زیبا بود باران!
        

می شنیدم اندر این گوهر فشانی
رازهای جاودانی، پند های آسمانی؛

   
 
“بشنو از من، کودک من
پیش چشم مرد فردا،
زندگانی – خواه تیره، خواه روشن -
هست زیبا، هست زیبا، هست زیبا.


نوشته شده توسط ماندلا در 11:48 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دهم اسفند 1388

جدیدی درراه است

دوستان اصفهانی منتظرباشند:

وزوان نیوزدرراه است.

نوشته شده توسط ماندلا در 9:57 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دهم اسفند 1388

گفتاری شیواازمهاتماگاندی

 

   گفتاری از گاندی

من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان‌ صفت باشم ،
من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم،
من می‌توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم،
چرا که من یک انسانم، و این‌ها صفات انسانى است.
و تو هم به یاد داشته باش:من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى ،
من را خودم از خودم ساخته‌ام،
تو را دیگرى باید برایت بسازد و تو هم به یاد داشته باش منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است،
تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.
لیاقت انسان‌ها کیفیت زندگى را تعیین می‌کند نه آرزوهایشان
و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى
و تو هم می‌توانى انتخاب کنى که من را می‌خواهى
یا نه ولى نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى.
می‌توانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم،
و من هم.
باتشکرازسجاد(خاطرات یک آتش نشان )
نوشته شده توسط ماندلا در 9:54 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نهم اسفند 1388

یک بازی زیباوپرگل

تساوي پرگل استقلال و استيل‌آذين و كشيده شدن بازي به وقت اضافي.

 ديدار استقلال و استيل‌ آذين در پايان 90 دقيقه با نتيجه تساوي 4 بر 4 خاتمه يافت تا بازي به وقت اضافه كشيده شود.


 اين ديدار در چارچوب مرحله يك هشتم جام حذفي از ساعت 15:30 در ورزشگاه آزادي و در حضور حدود 15 هزار تماشاگر برگزار شد.
فرهاد مجيدي در دقيقه 23، سياوش اكبرپور در دقيقه 75،حنيف عمران زاده در دقيقه 78 و جان واريو در دقيقه 80 براي استقلال گلزني كردند و حنيف عمران زاده مدافع استقلال در دقيقه 27 به اشتباه دروازه تيم خودي را باز كرد. مهدي مهدوي‌كيا در دقيقه 57 ، حسين كعبي در دقيقه 62 و علي كريمي در دقيقه 86 از روي نقطه پنالتي گل‌هاي استيل آذين را به ثمر رساندند تا بازي با تساوي 4 بر 4 به وقت اضافي كشيده شود.
تورج حق‌وردي داور مسابقه به حنيف عمران زاده،خسرو حيدري و كيانوش رحمتي از استقلال و لك چيرا و حميد شرفي از استيل آذين كارت زرد نشان داد. منتظروقت اضافه می نشینیم .

رضا نوروزي در دقيقه 105 گل پنجم استيل آذين را به ثمر رساند تا ماراتن زيباي فوتبال در جام حذفي را استيل آذين ببرد. اين تيم دو مرتبه در ليگ برتر از استقلال شکست خورده بود و اين بار انتقام گرفت.
هادي شکوري در دقيقه 118 وسياوش اکبرپور در دقيقه 120 از استقلال با دريافت کارت قرمز اخراج شدند. 
 گفتنی است استيل آذين بايد در مرحله يک چهارم به ديدار برنده ديدار ذوب آهن اصفهان و شاهين بوشهر برود.

ترکيب استيل آذين:
حميد نشاط جو، لک چيرا( از دقيقه 87 رضا نوروزي)، مهدي محمدي، کاظم برجلو، مهدي مهدوي کيا، علي کريمي، حامد کاويانپور، حميد شرفي، محمد غلامي، امير شاپورزاده( از دقيقه 68 عليرضا نيکبخت واحدي)، حسين کعبي(از دقيقه 107 محمد رضا مهدوي)

ترکيب استقلال:
محمد محمدي، حنيف عمران زاده، پژمان منتظري، مهدي امير آبادي( از دقيقه 69هاشم بيگ زاده)، هادي شکوري، خسرو حيدري، حسين کاظمي، کيانوش رحمتي( از دقيقه 66سيد مهدي سيد صالحي)، فابيو جان واريو( از دقيقه 109 امير حسين صادقي)، سياوش اکبرپور، فرهاد مجيدي

نوشته شده توسط ماندلا در 17:35 |  لینک ثابت   • 

شنبه هشتم اسفند 1388

آب وهوای تنکابن ورامسردرچندروزآینده

 

 آب وهوای تنکابن ورامسردرچندروزآینده ازامروز۰۸/۱۲/۸۸لغایت دوشنبه ۱۷/۱۲/۸۸

Today

Tomorrow

Mon

Tue

Wed


بارانی


صبح باران کم 


باران کم ومه آلود


بارانی


قسمتی ابری

High: 8°

Low: 7°

High: 10°

Low: 7°

High: 10°

Low: 7°

High: 9°

Low: 7°

High: 10°

Low: 7°

 

و

Thursday

Mar 04

باران وروشن

High 11°C

Low 7°C

Precip 60 %

 

 

Friday

Mar 05

بارانی

High 9°C

Low 6°C

Precip 60 %

 

 

Saturday

Mar 06

ابرهای پراکنده وباران شدید 

High 11°C

Low 6°C

Precip 30 %

 

 

Sunday

Mar 07

قسمتی ابری

High 12°C

Low 7°C

Precip 20 %

 

Monday

Mar 08

قسمتی ابری

High 11°C

Low 7°C

Precip 20

نوشته شده توسط ماندلا در 13:29 |  لینک ثابت   • 

شنبه هشتم اسفند 1388

صعودپرسپولیس به مرحله یک چهارم

گلزنی ژنرال پرسپولیس وبازیکن تمام نشدنی قرمزهادردقایق ۲و۴۲ونیزگلزنی محسن خلیلی

دردقیقه ۲+۴۵بازی درمقابل تک گل هادی دهقانی دردقیقه ۲+۹۰حکم به صعودپرسپولیس در

بازی روزجمعه این تیم درمقابل آلومینیم هرمزگان داد.دراین بازی هوارمحمدوکریم باقری نقش

پررنگ تری نسبت به سایرین داشتند.البته ازاشتباه دروازه بان پرسپولیس نبایدغافل ماندکه در

هربازی می بایست یک اشتباه کودکانه مرتکب وگل بدبخورد.نمی دانم مربی دروازه بانهای تیم

پرسپولیس چه درگذشته وچه حال حاضر،چگونه کارمی کنند؟!

 

نوشته شده توسط ماندلا در 8:55 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه ششم اسفند 1388

نتایج هفته نخست لیگ قهرمانان آسیا

ليگ قهرمانان آسيا
 
پيروزي مس در دل كوير و بدشانسي سپاهان در رياض

 هفته نخست ليگ قهرمانان آسيا شب گذشته با درخشش و شروع اميدوار كننده مس كرمان و بدشانسي سپاهان در عربستان به پايان رسيد.


 هفته نخست ليگ قهرمانان آسيا شب گذشته با انجام 8 ديدار در چهار گروه به پايان رسيد كه در اين ديدارها 2 نماينده ايران به مصاف حريفان خود رفتند و نتايج خوبي را به دست آوردند.

نتايج اين رقابت‌ها به شرح زير است:

* گروه C
العين امارات صفر - پاختاكور ازبكستان يك
الشباب عربستان يك - سپاهان ايران يك
جدول گروه C
1- پاختاكور ازبكستان 3 امتياز
2- سپاهان ايران يك امتياز
3- الشباب عربستان يك امتياز
4- العين امارات صفر امتياز
* گروه D
السد قطر صفر - الهلال عربستان 3
مس ايران 4 - الاهلي امارات 2
جدول گروه D
1- الهلال عربستان 3 امتياز
2- مس ايران 3 امتياز
3- الاهلي امارات صفر امتياز
4- السد قطر صفر امتياز

* گروه G
جيان يه چين صفر - آرمد فورسز سنگاپور صفر
سوون سامسونگ كره جنوبي صفر - گامبا اوزاكا ژاپن صفر
جدول گروه G
هر 4 تيم يك امتيازي هستند.

* گروه H
آدلايد يونايتد استراليا يك - پوهانگ استيلرز كره‌جنوبي صفر
سانفريس هيروشيما ژاپن صفر - شاندونگ چين يك
جدول گروه H
1- آدلايد يونايتد استراليا 3 امتياز
2- شاندونگ چين 3 امتياز
3- پوهانگ استيلرز كره‌جنوبي صفر امتياز
4- سانفريس هيروشيما ژاپن صفر امتياز

ساير نتايج هفته نخست مرحله گروهي در گروه‌هاي F، E ،B ، A كه سه شنبه برگزار شده بود به شرح زير است:
* گروه A
لاهلي عربستان يك - استقلال تهران 2
الجزيره امارات يك - الغرافه قطر 2
جدول گروه A
1- استقلال ايران 3 امتياز
2- الغرافه قطر 3 امتياز
3- الاهلي عربستان صفر امتياز
4- الجزيره امارات صفر امتياز
* گروه B
ذوب‌آهن اصفهان يك - الوحده امارات صفر
بنيادكار ازبكستان 3 - الاتحاد عربستان صفر
جدول گروه B
1- بنيادكار ازبكستان 3 امتياز
2- ذوب‌آهن اصفهان 3 امتياز
3- الوحده امارات صفر امتياز
4- الاتحاد عربستان صفر امتياز
* گروه E
سئونگ نام كره جنوبي 2 - كاوازاكي فورنتال ژاپن صفر
بيجينگ گوآن چين يك - ملبورن استراليا صفر
جدول گروه E
1- سئونگ نام كره جنوبي 3 امتياز
2- بيجينگ گوآن چين صفر 3 امتياز
3- ملبورن استراليا صفر امتياز
4- كاوازاكي فورنتال ژاپن صفر امتياز
* گروه F
كاشيما آنتلرز ژاپن يك - چانگ چون چين صفر
پرسيپورا جاياپورا اندونزي يك - چونبوك موتورز كره جنوبي 4
جدول گروه F
1- چونبوك موتورز كره جنوبي 3 امتياز
2- كاشيما آنتلرز ژاپن 3 امتياز
3- چانگ چون چين صفر امتياز
4- پرسيپورا جاياپورا اندونزي صفر امتياز

نوشته شده توسط ماندلا در 14:12 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه ششم اسفند 1388

تحفه ای دگر،اینبارازوبلاگ آوای سکوت

متن بسیارزیبائی ازآوای سکوت راخواندم که برایم بسیارخاطره انگیزبود.فکرکردم که باکسب

 اجازه آن را دروبلاگم نمایش دهم تااحیانااگرکسی آن رامطالعه نکرده است بتواندازمتن زیباو

پرازاحساسش لذت ببرد.

 

خاطرات تلخ شیرین کودکی

چقدرزمان زودسپری می شود.زودتراززود.انگارهمین دیروزبودکه کودکی بیش نبودم که هرلحظه منتظرعمویی بودم که بیایدتابا دوربین عکاسیش ازمن عکس بگیرد.وچه زیبا شعرهای محلی رابرایم می -خواندومنهم  آرام  آرام نجوامی کردم تایادبگیرم، چه یادگرفتنی!هنوزهم که هنوزاست باگذشت سالیان از ذهنم پاک نشده.انگارهمین چندساعت پیش بودکه به خانه ی پدربزرگ می رفتم تابابچه های دایی، بازی کنم.چه  بازیهایی! درباغهای بکرودست نخورده ی پشت خانه ی پدربزرگ که به یک رودخانه ی عمیق پرازماهی منتهی می شد؛وپسردایی که بزرگتربودمابچه هاراازباغ بکرباهمه ی پستی بلندی هایش می گذراندتااینکه به لب رودپرازآب می رسیدیم؛آنوقت نوبتی یکی یکی رابه دوش می گرفت ودرآب شنامی دادوسپس به لب رودخانه بازمی گرداند.بعدهم با آبکشی که همیشه همراهش بود،ماهی می گرفت.ماهی های کوچولو.بعد ته باغ آتشی راه می انداخت وباتابه وروغنی که ازمادربزرگ می گرفت ماهی ها راسرخ می کردکه چه عرض کنم می سوزاندوبرنج راهم شفته می کردوبه خوردمابچه هامی داد؛وماباچه اشتهاولذتی می خوردیم.یادش بخیر!یادش بخیر!یادش بخیر! چقدردلم برای آنروزها تنگ شده.کاش می شدبرای یکبارهم که شده،زمان به عقب می رفت دوباره آنروزها را تجربه می کردم.

وچقدر باوفا بود سگ بابابزرگ!که همیشه گوشه ای ازحیاط نزدیک حوض آب نشسته بودوپدربزرگ برایش پلو و ماست می آورد.وسگ هم با چه اشتهایی می خوردوهمانجا می نشست . پوزه اش را روی دستانش می گذاشت وبه بازی مابچه ها نگاه می کرد.مابرایش شکلک درمی آوردیم؛اما او صبورترازاین حرفهابود.حتی یکبارهم ازدستمان عصبانی نشد ومارا گاز نگرفت.ای کاش ما یک جو از صبروقرارش را داشتیم.آدمهای امروز،زندگی پردغدغه ی امروز،چه کنم چه کنم های امروز،این قسط عقب افتادوآن قسط عقب افتادنهای امروز.وای چه بد شد فرزندم ازفلان کلاس وبهمان کلاس عقب افتاد.کلاس زبانش دیرشد،وای کلاس ورزش،وهزاران هزارچه کنم کنمهای امروز،که آدم دلش می گیرد.زندگی ماشینی ودریک آپارتمان قوطی کبریت محبوس بودن.امروز دیگرکودکمان  لذت چیدن بنفشه های وحشی ازکناره های سرسبزرودخانه برای سفره ی هفت سین شب عیدرا نمی شناسد.اصلا نمی داند بنفشه ی وحشی چیست.به جایش هر روزگلهای آپارتمانی رامی بیند.اصلا نمی داند خاله بازی یعنی چه؟!به جایش ساعتها کنار کامپیوتروپلی استیشن وقت می گذراند.باورکن ازهیچکدامش یک هزارم لذتی که ما آنروزها از بازی درکناره های سرسبز روستاحس می کردیم رااحساس نمی کند.واقعا دنیا به کجا می رود؟مابه کجا می رویم؟هرچقدرسعی کنیم کودکمان رابااین  لذتها آشنا کنیم نمی شود که نمی شود.بیگانه اند. برادرهایمان،خواهرهایمان هرکدام در شهری، دورازهم زندگی میکنند.شایداگرازکارهای روزمره وامورخارج وداخل منزل وپرداخت قسط های جورواجورماشین ومسکن و...فراغتی دست دهد،ماهی سالی تلفنی سراغی ازیکدیگربگیرند آنهم رقابتی،که:کاری نداری،خداحافظ،پول تلفنم زیادشد.هرچه بیشتر از خاطرات تلخ وشیرین گذشته ها بگویم که البته امروزمی بینم که آن خاطره های تلخ هم چقدرشیرین بودند،فقط به یک جمله می رسم وآنهم :(دنیای امروز یعنی مرگ عاطفه ها)

نویسنده :(آوای سکوت)

نوشته شده توسط ماندلا در 11:5 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه ششم اسفند 1388

تحفه ای ازیک دوست واقعی

ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم.
هرکس چرای زندگی را یافت با چگونگی آن خواهد ساخت...
سازنده ترین کلمه "گذشت" است آنرا تمرین کن ،عمیق ترین کلمه "عشق" است به
آن ارج بنه ،روشنترین کلمه "امید"است به آن امیدوار باش ،ضعیف ترین کلمه "حسرت "است آن را نخور ،سم ترین کلمه "غرور"است بشکن ،لطیف ترین کلمه "لبخند"است آن را حفظ کن.
شیشه’ عطر بهار لب دیوار شکست و هوا پر شد از بوی خدا،چه دعایی کنمت بهتر از این :خنده ات از ته دل ،گریه ات از سر شوق.
به امید دیدار ماندلای عزیز و دوست دوران ..........
نوشته شده توسط ماندلا در 10:55 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پنجم اسفند 1388

تقدیم به آقارضاکه درسه شنبه برایم نوشت

 
 

 

اگر ترکم کنی
در این روز تابستانی
آنگاه به سادگی
خورشید را با خود میبری

تمام پرنده ها پرگشوده بودند
در آسمان این تابستان
 عشق ما هم جوان بود
و قلب هایمان در اوج

آن روزهای تازه
و آن شب های بلند
که ماه منتظر می ماند
برای آواز پرنده ی شب
...

اگر ترکم کنی
اگر ترکم کنی
اگر ترکم کنی
... [آه ... نه]

اما اگر بمانی
روزی را برایت خواهم ساخت
بی مانند از تمام روزهای گذشته
و بی تکرار تا آخر عمرت

روی خورشید قایقی خواهیم انداخت
و روی باران راه خواهیم رفت
و با درخت ها حرف ها خواهیم زد
و  باد را ستایش خواهیم کرد

اما اگر  ترکم کنی 
درکت میکنم
فقط به اندازه ای عشق به من ببخش
که دست هایم را پر کند


اگر ترکم کنی
اگر ترکم کنی
اگر ترکم کنی
... [آه ... نه]

اگر ترکم کنی
میدانم که مجبور به رفتنی
چیز دیگری در دنیا نمانده
تا به آن اعتماد کنی

فقط یک اطاق خالی
پر از فضای خالی
مانند نگاه خالی من
به جای خالی صورت تو

و حالا میتوانم به تو بگویم
آنچنان که میروی
آرام آرام مرگ را حس میکنم
تا روزی که تو سلام دوباره ای به من کنی


اگر ترکم کنی
اگر ترکم کنی
اگر ترکم کنی
... [آه ... نه]

اما اگر بمانی
شبی را برایت خواهم ساخت
بی مانند از تمام شب های گذشته
و بی تکرار تا آخر عمرت

 من روی لبخندت قایقی خواهم ساخت
و تا لمس تن تو خواهم رفت
و با چشم هایت خواهم گفت
که دوستشان دارم بسیار


اما اگر ترکم کنی
اشکی نخواهم ریخت
چون خوبی از جهان رخت بسته است ...
خدا نگه دارت

باتشکرازآقای حسین شرفی که ازوبلاگ بسیارارزشمندش این ترانه بسیارزیبای

 فرانسوی  رابه آقارضای گل تقدیم کردم .

 

نوشته شده توسط ماندلا در 21:58 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پنجم اسفند 1388

تفکر

سه اصل خوشبختي و بدبختي
 

خوشبختي ما در سه جمله است:

تجربه از ديروز، استفاده از امروز، اميد به فردا

ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه مي كنيم:

حسرت ديروز، اتلاف امروز، ترس از فردا

نوشته شده توسط ماندلا در 21:47 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پنجم اسفند 1388

جام حذفی ایران

جدال سرخپوشان پایتخت باآلومینیوم هرمزگان .

جمعه قرمزهای تهران به مصاف شاگردان ونگوبگوویچ کروات می روندتاازجدال دوتیم درمرحله

حذفی ویک هشتم ،یک تیم به مرحله یک چهارم صعودنماید.امیدوارم سرخ هابتوانندبایک بازی

برتر،پیروزمیدان شده وبه مرحله بعدصعودنمایند.ازطرفی جدال استیل آذین بافاتح نبردالاهلی

واستقلال  ،که استقلال تهران بودبسیاردیدنی خواهدبود.آیاآبی های پایتخت می توانندپس ازیک

بازی هوشمندانه وسخت ازپس استیل آذینیهابرآیندومثل بازی های قبل به راحتی به پیروزی

برسندیانه ؟آیاتجربه گرانقدرمهدوی کیاءوکریمی ،اینبارمی تواندبه کمک حمیداستیلی بیایدیاخیر

بایدنشست وبه روزیکشنبه ۰۹/۱۲/۸۸چشم دوخت این بازی دیدن دارد.ببینید.

 

 

نوشته شده توسط ماندلا در 21:32 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پنجم اسفند 1388

حواشی بازی دوتیم مس کرمان والاهلی امارات

حمايت از قرباني

خبرگزاري فارس: مدافع تيم فوتبال مس كرمان به ‌شدت از سوي هوادران كرماني مورد تشويق قرار گرفت.

به گزارش خبرگزاري فارس، در حالي كه پيروز قرباني در ديدار برابر استقلال تهران از برخورد هواداران كرماني ناراحت شده بود در اين ديدار به شدت از سوي تماشاگران كرماني تشويق شد. هواداران مس كرمان با شعار "پيروز با تعصب " سعي در دل‌جويي از اين بازيكن داشتند. تشويق‌ها به حدي بود كه قرباني در هنگام بازي مجبور به واكنش شد و از هواداران تشكر كرد.

* اصغر صدري، دستيار اول پرويز مظلومي به عنوان مدير رسانه‌اي در جايگاه ويژه ورزشگاه شهيد باهنر حضور يافت.

* در ديدارهاي گذشته تيم مس بازيكنان زير 13 سال تيم فوتبال اين باشگاه به عنوان توپ جمع كن مورد استفاده قرار مي‌گرفتند، اما در بازي تيم مس برابر الاهلي مسئولان ورزشگاه باهنر از افراد جديدي براي اين كار استفاده كرده‌اند كه اين موضوع موجب ناراحتي بازيكنان نوجوان تيم فوتبال مس كرمان شد.

* عباس محمدي در فهرست ارائه شده به خبرنگاران در تركيب اصلي قرار داشت و كاپيتان تيم مس هم بود؛ اما به گفته مسئولان تيم فوتبال مس اين بازيكن به دليل مصدوميت از ناحيه كشاله پا در هنگام گرم كردن توان بازي برابر حريف اماراتي را نداشت. به همين دليل سامان صفا درون دروازه قرار گرفت. فرزاد آشوبي بازوبند كاپيتاني را بر بازو بست.

توجه* اسكوربرد ورزشگاه شهيد باهنر كرمان اقدام به پخش بازي به صورت مستقيم كرد، اما صحنه‌هاي مشكوك را نمايش نداد. همچنين پيش از آغاز بازي كليپ‌هايي از AFC از اسكوربرد ورزشگاه به نمايش درآمد.

* هواداران كرماني در جريان برگزاري نيمه دوم بازي همچنان درحال ورود به ورزشگاه بودند.

* پيش از آغاز بازي هوا آفتابي و گرم بود، اما با شروع بازي هوا به شدت سرد و بارش باران آغاز شد.

* حركات لوكا بوناچيچ در كنار زمين بسيار جالب توجه بود. سرمربي تيم مس كرمان از دقايق ابتدايي كنار زمين حاضر شده و در تمام طول بازي با بازيكنان صحبت مي‌كرد. زماني كه بازيكنان تيم مس توپي را از دست مي‌دادند بوناچيچ حركات جالب همراه با عصبانيت را انجام مي‌دهد. فرياد‌هاي بوناچيچ به قدري بلند بود كه خبرنگاران به راحتي متوجه حرف‌هاي وي مي‌شدند. در مقابل، سرمربي هلندي تيم الاهلي با آرامش بازي را نظاره مي كرد.

نوشته شده توسط ماندلا در 21:16 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پنجم اسفند 1388

لیگ قهرمانان آسیا

سومين تيم عربي هم مقابل نماينده ايران زانو زد

 ديدار تيم‌هاي مس كرمان و الاهلي امارات در پايان با نتيجه 4 بر2 به سود تيم مس كرمان به اتمام رسيد.


به گزارش خبرگزاري فارس، ديدار تيم‌هاي مس كرمان و الاهلي امارات از گروه چهارم هفته اول ليگ قهرمانان آسيا از ساعت 19 در ورزشگاه شهيد باهنر كرمان با حضور حدود 8 هزار تماشاگر آغاز شد.
براي شاگردان لوكا بوناچيچ در نيمه نخست اين ديدار مصطفي سيفي در دقيقه 20 گلزني كرد؛ در ادامه بازيكنان تيم الاهلي بر حملات خود افزودند؛ اين تيم سرانجام در دقيقه 45+2 توسط علي خميس به گل تساوي دست يافت و نيمه اول را با تساوي يك بر يك به رختكن رفت، اما در آغاز نيمه دوم بازيكنان تيم الاهلي هجومي بازي كردند و موفق شدند در دقيقه 57 با گلزني مهرزاد معدنچي، بازيكن ايراني خود از تيم ميزبان پيشي بگيرند.
در ادامه بازيكنان مس بازي بهتري را از خود به نمايش گذاشتند و توانستند در دقيقه 77 مزد زحمات خود را با گلزني مهدي رجب‌زاده بگيرند. شاگردان بوناچيچ دست از حملات خود برنداشته و موفق شدند باز هم در دقيقه 85 توسط مهدي رجب‌زاده به گل سوم خود دست پيدا كند.
در ادامه اين ديدار و در دقيقه 90+2 علي سامره در يك موقعيت خوب قرار گرفت و توانست گل چهارم را به ثمر رسانده و برتري مس را قطعي كند تا پس از برتري ذوب آهن و استقلال، مس نيز برابر سومين حريف عرب نمايندگان ايران پيروز شود. 
قضاوت اين ديدار بر عهده والنتين كوانكو بود. وي در نيمه اول به سزار كلورسون از تيم الاهلي و بدرالجوبيشي كارت زرد نشان داد.
تركيب تيم مس كرمان:
سامان صفا، مرتضي دهنوي، پيروز قرباني، حميدرضا عزيززاده، امير حسين يوسفي، فرزاد آشوبي، فراز فاطمي(70، علي سامره)، فرهاد سالارپور(55، زالد‌رون)، مصطفي سيفي(73، روح‌الله بيگدلي)، مهدي رجب‌زاده و حميد غني‌زاده

نوشته شده توسط ماندلا در 21:12 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پنجم اسفند 1388

لیگ قهرمانان اروپا

توقف بارسادرآلمان وبردارزشمندبوردو

دیشب بارسلونادریک شب سخت وبه دشواری توانست یک امتیازبسیارحساس درزمین ژرمنها

دشت کندتاامیدوارانه چشم به بازی برگشت دراستادیوم نیوکمپ بدوزدوبتواندباشکست دادن 

 اشتوتگارت تازه اوج گرفته ،به مرحله حساس یک چارم نهائی پای نهد.به امیدحضور شاگردان

پپ گوآردیولادرفینال لیگ قهرمانان .دربازی دیگر شاگردان لورن بلان فرانسوی بازیکن بسیار

معروف سالهای نه چندان دورخروسهای فرانسوی ،توانستندبایک بازی بسیارقدرتمندانه باتک

گل سیانی دردقیقه ۴۵بازی درزمین تیم المپیاکوس یونان ،به پیروزی برسندوامیدوارانه چشم

به بازی برگشت درزمین خودبرای صعودبه مرحله یک چهارم نهائی  بدوزند.بازیهای امشب

تماشائی است .جدال آقای خاص یاهمان ژوزه مورینیوباتیم سابقش چلسی وکارلوآنچلوتی

بازیکن ومربی سابق میلانی ها،بسیاردیدنی خواهدبود.بایددید. 

 

نوشته شده توسط ماندلا در 20:53 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پنجم اسفند 1388

ورزشی -غوغای تیمهای ایرانی

سه شنبه روزی بودکه فوتبال باشگاهی مادرعرصه رقابتهای لیگ قهرمانان آسیاخوش

درخشید..اولین برد،متعلق به ذوب آهن اصفهان بود که درادامه موفقیتهایش درلیگ

حرفه ای ایران بایک گل ازسدحریف قدرتمندش الوحده امارات گذشت .این گل توسط ایگور

کاسترودردقیقه ۶۰به ثمررسید.دراین گروه شاگردان فلیپه اسکولاری مربی نام آشنای 

 برزیلی ،باهنرنمائی بازیکنان برزیلی این تیم موفق شدندتیم سرشناس الاتحادعربستان را

باسه گل ازپیش روبردارند.وبه همراه ذوب آهن باسه امتیازدرصدرجدول دراولین روزازبازیها

جاخوش کنندوالبته باتوجه به تفاضل گل بهتر،بالاترازذوب آهن قرارگیرند.گلهای این بازی دقیقه

۳توسط ریوالدو،دقیقه ۲۱توسط جسورحسنوف ودقیقه ۶۷توسط دنیلسون دیگربازیکن برزیلی

این تیم به ثمررسید.به نظرمی رسدرقابتهای این گروه ،که به گروه مرگ معروف شده است

داغتروسخت ترازآنی باشدکه انتظارخواهیم داشت.درگروه دیگراستقلال  کاربسیاربزرگی انجام

دادوتوانست بایک بازی منطقی وبادوگل دقایق ۱۲و۶۷فرهادمجیدی کاپیتان این روزهابسیار

سرحال آبی ها،درمقابل تک گل دقیقه ۸۶حسین الراهب الا هلی  راشکست دهدوبه همراه

الغرافه ،که بازی خودش باتیم الجزیره رابانتیجه ۲به ۱به سودش خاتمه  داد،اباامتیازوتفاضل

مساوی درصدرجدول درروزاول جاخوش کند.رنگ نوشته ها به علت رنگ پیراهن اصلی تیم ها

انتخاب گردیده است .تبریک به طرفداران استقلال درروستای برسبور،آقایان منصور،داراب

،ایمان ،امید،سهراب ،امیروسایردوستان .امیدوارم شاهدتداوم پیروزی های استقلال وذوب -

آهن باشیم

نوشته شده توسط ماندلا در 20:37 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سوم اسفند 1388

درباره سلامتی قلب

پیشنهاد می کنیم که برای حفظ سلامت قلب خود به نکات زیر توجه کنید، اما این نکته را متذکر می شویم که با پزشک نیز مشورت کنید:

1 - روزی 30دقیقه ورزش کنید.

2 - هر دو ساعت یک لیوان آب بنوشید.

3 - اگر می توانید روزی 20دقیقه دوچرخه سواری کنید.

4 - طبق نظر پزشک، هر روز ویتامین ب کمپلکس مصرف کنید.

5 - صدای خود را در شب حین خواب ضبط کنید یا از اطرافیانتان بخواهید تا توجه کنند که آیا در خواب خر و پف می کنید یا نه. اگر جواب مثبت بود با پزشک مشورت کنید چرا که این امر می تواند در تنفس و فشارخون شما اختلال به وجود آورد و در نهایت سلامت قلبتان را در معرض خطر قرار دهد.
6 - حداقل روزی دو فنجان چای نوش جان کنید.

7 - هر هفته مقدار کمی کاکائوی تلخ بخورید.

8 – شب ها حداقل هفت ساعت بخوابید. کم خوابی می تواند یکی از دلایل حمله قلبی باشد.

9 - دست کم هفته ای یک بار ماهی مصرف کنید.

10- از خوردن صبحانه کامل و سرشار از فیبر غافل نشوید.

11- مواد غذایی دارای امگا 3 را در برنامه غذایی بگنجانید.

12- به مصرف لوبیا نیز توجه کنید و آن را به شکل خوراک یا بر روی سالاد میل نمایید.

13- طبق نظر پزشک هر روز یک آسپیرین بچه بخورید.

14- خوب است بدانید خوردن آلبالو برای سلامت قلب خالی از لطف نیست.

15- هر روز پرتقال بخورید. می توانید به جای آن از آب پرتقال هم استفاده کنید منتهی اگر خود پرتقال برایتان فراهم بود، آن را ترجیح دهید.

16- در روزهای تعطیل فقط استراحت کنید. تلفن همراه و رایانه را کنار بگذارید.

17- از استرس پرهیز کنید.

18- به مصرف مولتی ویتامین نیز اهمیت دهید اما پیش از آن نظر پزشک را بخواهید.
19- وقت کافی به گردش و هم صحبتی با آنهایی که دوستشان دارید اختصاص دهید.

منبع : پایگاه خبری عصر ایران

نوشته شده توسط ماندلا در 14:6 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سوم اسفند 1388

هیزم شکن

  

روزی روزگاری یک هیزم شکن خیلی قوی برای کار سراغ یک تاجر الوار رفت تاجر او را استخدام کرد. و دستمزد خوبی برایش تعیین کرد و همچنین شرایط کاری بسیار خوب بود. بنابراین هیزم شکن ما تصمیم گرفت کارش را به نحو احسن انجام دهد، تا محبت صاحب کار خود را جلب کند.

رئیس جدید به او یک تبر داد و محل کارش را نشان داد. روز اول هیزم شکن ۱۸ درخت را قطع کرد. رئیسش به او تبریک گفت و از او خواست به همین روش به کار خود ادامه دهد.
تاجر بسیار هیجان زده بود تا ببیند روز بعد هیزم شکن چند درخت قطع می کند. اما روز بعد او توانست فقط ۱۵ درخت را بیندازد. روز بعد هیزم شکن تلاش خود را بیشتر کرد. ولی فقط ۱۰ درخت قطع کرد. هر روز با همه تلاشی که می کرد تعداد کمتر درخت می توانست قطع کند.
هیزم شکن با خود فکر کرد من باید قدرت خود را از دست داده باشم. بنابراین پیش رئیس خود رفت و از او معذرت خواهی کرد. و گفت نمی دانم چه اتفاقی افتاده است که هر روز توانایی من در قطع درختان کمتر می شود.
تاجر در جواب پاسخ داد: « آخرین باری که تبر خود را تیز کردی کی بود؟ »
هیزم شکن پاسخ داد: تیز کردن؟ من وقتی برای تیز کردن تبر نداشتم چون خیلی مشغول ...
در این لحظه هیزم شکن به فکر فرو رفت و در کمال شرمندگی به اشتباه خود پی برد.

آیا شما هم تبر زندگی خود را تیز می کنید؟

آیا اطلاعات خود را به روز می کنید؟

آیا زمانی را برای اندیشیدن و بررسی آنچه انجام داده اید می گذارید؟

آیا نتایج کارهای خود را تجزیه و تحلیل می کنید؟

آیا بدنبال راهی موثرتر برای مشکلات فعلی هستید؟

یا اینکه آنقدر خود را درگیر انجام کاری کرده اید که وقتی برای این کارها ندارید.

نوشته شده توسط ماندلا در 13:13 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوم اسفند 1388

سخن نهائي باآنهائي كه خودرابه خواب زده اند.

ازناپلئون نقل شده که :چه بسااشخاصی که فقط به صدای طنین کلنگ گورکن ازخواب بیدار

می شوند.

لقمان را گفتند ادب از که آموختی؟ گفت از بی ادبان. هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعل آن پرهیز کردم.

لقمان را گفتند حکمت را از که آموختی ؟ گفت از نابینایان که تا جای نبینند پای ننهند.

آهني را کـه مـوریـانــه بـخــورد

نتوان برد از او به صیقل، زنگ

با سیه دل، چه سود گفتن وعظ

نـرود مـیـخ آهـنـین در سنگ

 

باعرض معذرت منبعد ازانتشارمطالب توهین آمیز  معذورم .                                    

نوشته شده توسط ماندلا در 8:36 |  لینک ثابت   • 

شنبه یکم اسفند 1388

تقديم به آقاسهراب

اگرمهربان باشيد،ممكن است كساني بگويندكه تظاهرمي كنيدوانگيزه هاي پنهان داريد

                                               بااينحال مهربان باشيد.

              آنچه راطي سالهاايجادكرده ايد،ممكن است كساني يك شبه نابودكنند، 

                                              بااينحال همچنان سازنده باشيد.

                          كارخوب امروزشماراممكن است مردم ،فردافراموش كنند

                                             بااينحال به كارخوب خودادامه دهيد.

                                               به دنيا،باتمام وجودخدمت كنيد.

                            مي دانيددرنهايت آنچه هست ،ميان شماوخداونداست

                                           هرگزميان شماواشخاص نيست

اين نوشته ازمادرترزا،بانوي بزرگوارمي باشدكه خدماتش به بشريت تاابددراذهان مردم جهان

پايداروماناست .

نوشته شده توسط ماندلا در 15:50 |  لینک ثابت   • 

شنبه یکم اسفند 1388

خوشامدگوئی به سهراب عزیز

بسیارخوشحالم که امروزوبلاگ جدیدآقاسهراب رارویت نمودم .بسیارمسرورم که برسبوریهاحرکت

جدیدی راآغازنمودندوامیدوارم که این افزایش کمیت ،باعث بالارفتن کیفیت کارشودودرمجموع باعث

پیشرفت روستای برسبورشود.آقاسهراب می تواندباارتباط نزدیکی که با اعضای شوراداردپل ارتباطی

خوبی بین مردم وشوراباشد.به اميدروزي كه شهر وروستائي آبادوپيشرفته داشته باشيم .

نوشته شده توسط ماندلا در 15:38 |  لینک ثابت   •